الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
66
ضياء القلوب ( فارسى )
واجب به صورت حاصله در او باشد فاعل خواهد خواست و آن ذات واجب است يا غير او ، و بطلان احتمال ثانى ظاهر است . و به تقدير اوّل ذات واجب در مرتبهء افاضهء صورت كه مرتبهء متقدمه است آيا عالم است به غير آن صورت و يا عالم است به آن صورت و يا عالم نيست مطلقا ، و به تقدير اول علم واجب احتياج به آن صورت ندارد و همين سخن جارى است اگر صورت ديگرى فرض شود قبل از اين صورت ، پس آنچه صورت علمى فرض شده بود صورت علمى نبوده است . و احتمال ثانى و ثالث ظاهر البطلان است . و احتمال سوم از چهار احتمال نيز باطل است زيرا كه : اگر فاعل آن صورت صانع تعالى باشد همان مفسده كه از فاعليت او نسبت به صورت حالّه در خود لازم مىآمد لازم مىآيد و غير واجب چون تواند بود كه علت علم واجب باشد . و احتمال رابع باطل است زيرا كه : مستلزم عدم علم صانع است به حوادث قبل از وجودشان و با آنكه در مبحث اثبات علم صانع تعالى ثابت شد كه او به جميع كلّيات و جزئيّات علم دارد ، اگر فاعل حوادث صانع تعالى باشد آنچه در ابطال علم به صورت مذكور شد در اين نيز جارى است ، و اگر فاعل بىواسطه ممكنى باشد لازم مىآيد كه صانع تعالى در علم خود به امرى محتاج به فاعليت معلولى از معلولات خود باشد و اين ظاهر البطلان است . كدام عاقل تجويز مىكند صدق اينكه صانع تعالى را عالم به فلان چيز فلان كرد و الّا عالم به آن نخواست بودن ؟ ! و به اندك متأمّل ظاهر مىشود كه اگر ممكن قديمى متحقق مىشد علم واجب تعالى به او نفس ممكن نخواهست بودن .